۳۰۰ روز آفتابی در فلات مرکزی کشور می‌تواند، ایران را تبدیل به مرکز انرژی در خاورمیانه کند و ضمن تأمین انرژی کشور، صادرات برق را افزایش دهد. استفاده از این ظرفیت می‌تواند میزان خاموشی‌ها را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد. منظور از هاب برق نقطه ثقلی برای نقل‌وانتقال بین کشورهای مختلف است و کشورها زمانی که برای پیک‌بار و اوج تقاضا ظرفیت ایجاد می‌کنند، در سایر ایام سال که تقاضا به‌شدت کاهش می‌یابد، مازاد انرژی تولیدی را به سایر کشورها منتقل می‌کنند یا کسری برق خود را توسط کشورهای دیگر تأمین می‌کنند. اینکه ایران قابلیت بسیار مطلوبی برای هاب منطقه دارد به دلیل پهناور بودن و همچنین داشتن مرز با ۱۵ کشور است. همچنین مزیت دیگر اینکه اختلاف افق داخل ایران دو ساعت است و بین کشورهای شمالی و جنوبی ایران اختلاف الگوی مصرف جدی وجود دارد؛ در واقع اوج پیک مصرف کشورهای شمالی آنها زمستان است و کشورهای همسایه جنوبی نیاز بسیار بالایی در تابستان به برق دارند. هاب برق منطقه به‌مثابه یک مخزن برق عمل می‌کند که هر کشوری مازاد تولید دارد، برقش را به این مخزن واریز کند و کشوری که نیاز دارد، از این برق استفاده کند که می‌توانست درآمدهای بسیار بالایی ایجاد کند و از نظر سیاسی هم یک نقش محوری برای ایران ایجاد کند. صنعت برق ایران یکی از موارد نادر سیاست‌گذاری و دخالت دولت بوده که منجر به شکل‌گیری صنعتی توانمند و رقابت‌پذیر شد. متوسط وزنی حقوق گمرکی صنعت برق ۱۵درصد است درحالی‌که این ارقام برای صنعتی مانند خودرو حتی به ۴۵درصد هم برسد، باز هم دوام نمی‌آورد. قبل از اینکه تحریم دست‌وپای این صنعت را ببندد، بیش از ۹۰درصد صادرات خدمات فنی و مهندسی مربوط به صنعت برق بود. همین‌الان هم با تمام مشکلات در این حوزه جایگاه مطلوبی در کشور دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *